همه چیز جات!

قوانین کلاس علوم!!!
نویسنده : - ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٩
 

کلاس علوم صاحب قوانینی شده است. این قوانین خیلی رسمی و جدی هستند. قوانین اگر درست اجرا شوند در نهایت به نفع همه هستند. امیدوارم که در زمان کوتاهی به این قوانین عادت کنیم و به آنها احترام بگذاریم تا همه از یک کلاس خوب و منظم لذت ببریم.خیال باطل


 
 
مخلوط چی چی است؟
نویسنده : - ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٢
 

مخلوط یک چیز قاتی پاتی است. از همه چیزی توی آن پیدا می شود. دقیق ترش این میشود که انواع مولکول ها در مخلوط وجود دارند. این مولکول ها برای خودشان توی مخلوط هستند و کاری به کار هم ندارند. و به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی می کنندفرشته

در مخلوط مولکول های مواد مختلف تشریف دارند اما به هم نمی چسبند. یعنی می شود آنها را از هم جدا کرد. آجیل مثلا یک نمونه مخلوط خیلی دوست داشتنی استزبان

ترکیب یعنی ماده ای که از یک نوع مولکول به وجود آمده اما مولکول هایش از اتم های یکجور درست نشده اند. یعنی ممکن است دوجور بلکه سه جور شاید هم چهار جور... یعنی کلا از اتم های جورواجور تشکیل شده اند. مثل... مثل...مثل: ‌آب!

عنصر هم که خیلی موجود ساده و قانعی است. فقط یک جور مولکول دارد. مولکول هایش هم فقط یکجور اتم دارند.بغل

حالا با توجه به این توضیحات بگویید که در شکل زیر مخلوط کدام است؟ ترکیب کدام است؟ عنصر کدام است؟یول

 


 
 
دور کجاست؟
نویسنده : - ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٩
 

اصطلاح دور ریختن زباله ها کمی آدم را به اشتباه می اندازد. چون کسی نمی گوید که منظور از این دور ریختن چی است؟ یا اصلا این دور کجاست که زباله ها را قرار است آنجا بریزیم.

متاسفانه این دور خیلی هم دور نیست. همین نزدیکی هاست. همینجا توی رودخانه های شهر ما، توی کوهستان شهر ماست.  این دوراصلا دور نیست چون همه جا پر از زباله و ظرف های یکبار مصرف و پلاستیک است. همه جا آلوده است. هر روز در خانه های ما تعداد زیادی نایلون و قوطی پلاستکی و تعداد زیادی زباله های دیگر توی سطل زباله ریخته می شود. اما این زباله ها کجا برده می شود؟ تا کجا می توان زباله ها را دور ریخت؟ فکر می کنید شهرداری این همه زباله را چکار می کند؟ کجا می برد؟ این دور یک جایی همین نزدیکی هاست!

کمترین کاری که می توانیم انجام بدهیم این است که تا جایی که می توانیم زباله های کمتری تولید کنیم. می توانیم کیسه های پارچه ای همراه خودمان داشته باشیم تا خریدهایمان را در آن بگذاریم. یا می توانیم تا جایی که می توانیم از فروشنده ها کیسه نایلونی قبول نکنیم و خریدهایمان را در کیفمان بگذاریم. می توانیم از سفره ها و ظرف های یکبار مصرف کمتر استفاده کنیم.


 
 
معرفی کتاب: مواد و کاربردهای آن: کاغذ
نویسنده : - ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٦
 

این کتاب برای بچه های کلاس ششم ابتدایی معرفی می شود. متن کتاب بسیار ساده و آسان است و کاربردهایی که کاغذ در تهیه و تولید مواد مختلف دارد را بیان می کند.

مواد و کاربردهای آن: کاغذ

نویسنده: کریس آکس لید

ترجمه رضا کریمی

از مجموعه کتابهای بنفشه

چاپ اول سال 1388 – 1750 تومان

 

توجه یک: خرید این کتاب الزامی نیست.

توجه دو: این کتاب در کتابفروشی خانه کتاب در خیابان شالیکوبی موجود است.


 
 
مولکول ها چی هستند؟
نویسنده : - ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٦
 

مولکول ها چیز خاصی نیستند. یک سری ذرات ریزه میزه هستند که با تجمع خود مواد را تشکیل می دهند. مثلا یک مشت آب از روی هم جمع شدن تعداد بسیار بسیار زیادی مولکول آب به وجود می آید. یک مولکول آب خودش از یک سری چیزهای های دیگر به اسم اتم به وجود می آید. اتم ها به تنهایی خاصیت خاصی ندارند. اما اگر چند اتم کنار هم قرار بگیرند مولکول به وجود می آید و مجموعه این چند اتم که مولکول نامیده می شوند، یکهویی صاحب خاصیت می شود. برای همین می گویند که مواد از مولکول ها ساخته می شوند. مولکول کوچکترین قسمت یک ماده است که خاصیت آن ماده را دارد.

مثلا یک اتم هیدروژن خاصیت خاصی ندارد.اما اگر یک اتم هیدروژن کنار یک اتم هیدروژن دیگر قرار بگیرد، یک مولکول گازی به وجود می آورد: یعنی گاز هیدروژن. یک اتم اکسیژن هم خاصیت خاصی ندارد اما اگر کنار یک اتم اکسیژن دیگر قرار بگیرد یک مولکول گازی مفید و حیاتی برای ما به وجود می آورند: گاز اکسیژن. اگر سه تا اتم اکسیژن کنار هم قرار بگیرند شکل دیگری از گاز را به وجود می آورند. گازی که لایه ازون را می سازد. بنابراین شکل کنار هم قرار گرفتن اتم ها، به اصطلاح پیوند بین اتم ها، مولکول های مختلف و در نتیجه مواد مختلف را به وجود می آورد. 

کیک از آرد و تخم مرغ و شکر و یک سری چیزهای دیگر درست شده است. اما وقتی شما اول آرد بخورید، بعد شکر و بعد تخم مرغ، احساس می کنید کیک خورده اید؟ در واقع فکر کنم بیشتر احساس دل پیچه پیدا کنید! سبز به همین ترتیب با خوردن گاز هیدروژن و بعد گاز اکسیژن این احساس را ندارید که آب نوشیده اید. اول باید دوتا هیدروژن با یک اکسیژن به هم متصل شوند و بعد حالا اگر شما این ترکیب را بنوشید، تشنگی شما برطرف می شود.گرچه  یک مولکول آب آنقدر ریزه میزه است که تشنگی شما برطرف نمی شود!! نیشخند

 

اتم ها مثل حروف الفبا می مانند. حروف الفبا به تنهایی معنای خاصی ندارند. مثلا حرف ک معنی خاصی ندارد. حرف ی هم معنی خاصی ندارد. حالا اگر من این حرف ها را با هم ترکیب کنم می شود کلمه کک که یک حشره خیلی ریزه پیزه سیاه کوچک است که آدم را می گزد. می شود از ترکیب این دو حرف کیک هم به دست آورد که خیلی هم خوشمزه و با مزه و شیرین است. مولکول ها مانند کلمات هستند. همانطور که حروف به هم متصل می شوند و کلمه می سازند، اتم ها هم به هم وصل می شوند تا مولکول ها را به وجود بیاورند.

اما چی باعث می شود که مولکول های یک ماده در کنار هم باقی بمانند؟

مولکول های مواد همدیگر را می ربایند. به همین علت مولکول های آب کنار هم باقی می مانند و از هم فاصله نمی گیرند. البته مقدار این ربایش در مواد جامد و مایع و گاز با هم فرق دارد. نیروی ربایش بین مولکول های گاز خیلی کم و تقریبا ناچیز است. برای همین مولکول های گاز تا جایی که بتوانند از هم دور می شوند و آزاد و رها هستند و برای خودشان تنهایی تاتی تاتی می کنند. به همین دلیل هواپیما راحت از توی هوا رد می شود! تصور کنید اگر ربایش بین مولکول های هوا زیاد بود برای هواپیما چه اتفاقی می افتاد؟!!یولچشمک

ربایش بین مولکول های جامد آنقدر زیاد است که به همین راحتی ها دست از سر هم بر نمی دارند و از کنار هم تکان نمی خورند. برای جدا کردن مولکول های جامد باید حسابی از زور بازو استفاده کنید. ( مثل خرد کردن قند یا شکستن چوب). برای همین تفاوت در مقدار ربایش، فاصله بین مولکول ها در سه حالت ماده با هم فرق دارد. خودتان می توانید حدس بزنید که در کدام حالت این فاصله بیشتر و در کدام حالت کمتر است.

نکته برای ششمی ها: پختن یک تغییر شیمیایی است. چون با پختن یک ماده غذایی شکل مولکول ها عوض می شود. مولکول های مختلف، مواد مختلف را به وجود می آورند. در واقع حرارت باعث می شود که شکل مولکول ها تغییر کند و اتم های جدیدی به دست بیاورند و یا حتی اتم هایی را از دست بدهند. مولکول نان، با مولکول آرد تفاوت دارد و تغییر شیمیایی یعنی تغییری که در آن ساختار ماده عوض شود و ماده تولید شده، با ماده قبلی فرق داشته باشد. اتفاقی که در پختن و در سوختن می افتد.


 
 
چطور با صرف هزینه کمتری کتاب بخریم؟
نویسنده : - ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٢
 

قرار است من از این به بعد کتاب های کوچکی را برای مطالعه آزاد به دانش آموزان ششم و پنجم و گاهی هم به پدر و مادرها معرفی کنم. خرید این کتابها اصلا اجباری نیست. کتابهایی که معرفی می شوند برای افزایش اطلاعات عمومی شماست و هیچ پرسشی در کلاس بر اساس این کتابها طرح نمی شود. 

به دلایل زیادی خیلی از آدمها به اندازه ای که احساس نیاز به شکلات و پسته و چیپس و نوشابه و گیره مو وجوراب و تل و میوه و شیر و نان و گوشت و مبل و صندلی و کاغذ دیواری و  بنزین سهمیه ای دارند، به کتاب احساس نیاز نمی کنند. شاید چون کتاب خوردنی نیست و پوشیدنی هم نیست و جای الکی هم اشغال می کند و تازه مجانی هم نیست... لبخند

برای همین من چند تا راه حل دارم که بتوانیم لابه لای همه خریدهایی که بالا نوشته ام، بدون اینکه فشار زیادی به جیبمان بیاید و بدون اینکه به کسی بر بخورد، کتاب بخریم.لبخند

1 می توانید با دوستانتان قرار بگذارید و نوبتی کتاب بخرید و بعد از کتاب های هم شریکی استفاده کنید. اینطوری وقتی شما چهار تا دوست باشید مثلا، هرکدامتان پول یک جلد کتاب را می دهید اما از چهار جلد کتاب استفاده می کنید.

2 می توانید کتابهایی که دوست دارید را بخرید و بخوانید و بعد آن را کادو کنید و منتظر جشن تولد دوستتان باشید و کتابی که خریده اید را به او هدیه بدهید.

3 می توانید یک حساب مخصوص برای خرید کتاب داشته باشید و گاهی پولی که بعد از خرید اضافه آمده را توی آن حساب بگذارید یا پولی که خودتان صرفه جویی کرده اید را توی آن حساب بگذارید و با این پول کتاب بخرید. به اصطلاح از پول خودتان کتاب بخرید.

4 شما هم می توانید یک راه پیشنهاد کنید.

 


 
 
ماجرای یک کیک شور!
نویسنده : - ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٧
 

برای بچه های کلاس پنجم داستان کوتاهی نوشتم و آنها را به گروه های سه و چهار نفره تقسیم کردم. آنها بعد از خواندن این داستان باید مشخص می کردند فرضیه های این داستان چه بودند، چطوری رد شدند،  و فر ضیه آخر چطوری تایید شد؟ همچنین از آنها خواستم تا بگویند چه نتیجه ای از کل داستان گرفتند.

جواب ها خوب و قابل قبول بود. مطابق معمول بعضی گروه ها توی سر و کله هم زدند و دعوا راه انداختند. بعضی ها هم خیلی خوب و با همکاری پیش رفتند. به بچه ها گفتم که اصلا از من نخواهند که مشکلاتشان را حل کنم. خودشان به عنوان یک گروه باید با هم همکاری کنند و با هم کنار بیایند. تنها یک سوال بود که هیچ گروهی موفق به حل آن نشد. این سوال که چرا فرضیه دخالت آدم فضایی ها در این ماجرا رد شد؟

نتیجه گیری ها از این داستان هم خیلی جالب بود. بهترین نتیجه گیری هم مربوط به گروه چهار از کلاس پنجم ب بود. کیمیا، آیدا، گیتانوش و ارغوان نتیجه گیری کرده اند که : مسئولیت پذیر باشیم. لبخند

داستان کیک شور را می توانید با کلیک کردن بر روی ادامه مطلب بخوانید.


 
 
وزن یک عدد لوبیا چقدر است؟
نویسنده : - ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٦
 

ما می خواستیم وزن یک عدد لوبیا را با استفاده از ترازوی آشپزخانه به دست آوریم. اما دقت این ترازو آنقدر نبود که بتواند وزن یک عدد لوبیا را نشان بدهد. برای همین من از بچه های کلاس ششمی خواستم که مثل دانشمندها فکر کنند و راه حلی پیدا کنند. پاسخ ها بسیار زیرکانه و درست بود. لبخند

گزارشی که نیکتا حسینی از این فعالیت نوشته بر اساس روشی است که بچه های کلاس برای اندازه گیری وزن یک لوبیا با استفاده از ترازوی آشپزخانه پیشنهاد کرده اند و ما با همکاری هم انجامش دادیم. (کلمه های داخل پرانتز را من اضافه کرده ام.)

معلم به کلاس وارد شد و گفت می خواهم وزن یک لوبیا را روی ترازوی آشپزخانه بگیرم. بعد یک دانه لوبیا را روی ترازو گذاشت اما (عقربه ترازو) تغییری نکرد و ( بعد معلم) از ما خواست تا فکر کنیم که چطور این کار را انجام دهیم؟ هرکسی فکری کرد و فکرش را در دفتر نوشت. بعد معلم همه راه هایی که بچه ها گفته بودند را امتحان کرد. معلم در کفه ترازو آنقدر لوبیا ریخت تا اینکه عقربه 200 گرم را نشان داد. بعد 200 گرم لوبیا را تقسیم کرد و بعد به هر میزی یک مشت لوبیا داد تا هر میزی لوبیاهایی که داشت (را) بشمارد. بعد از آن که همه (لوبیاها را)شمردند از میز اول گفتند که چند لوبیا را شمردند و معلم در ماشین حساب همه اعداد را جمع کرد و کل لوبیاها 657 عدد شد و بعد تقسیم انجام دادیم. وزن کل لوبیاها را تقسیم بر تعداد لوبیاها کردیم و وزن هر لوبیا به دست آمد.

 


 
 
تجربیاتی از گذشته!
نویسنده : - ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٤
 

از دانش آموزان پنجم و ششم خواستم که به دلخواه مبحثی از علوم سال قبل را که به خاطر می آورند بنویسند. نتیجه نوشته هایشان خیلی بهتر از انتظار من بود.از خواندن نوشته های خلاصه و دوست داشتنی انها لذت بردم. بعضی ار آنها را اینجا آورده ام.

نر گس کیا نوشته است:

« برایم جالب بود که چه جوری آینه ها تصویر را بر می گردانند و بازتابش منظم و نامنظم دارند. ولی وقتی به درس آینه و بازتابش رسیدیم جواب سوال خودم را پیدا کردم. جواب سوالم این بود که وقتی آینه کج باشه بازتابش نامنظم داره. وقتی آینه صاف باشد، صاف بازتابش می شود. »

فاطمه زهرا فتحی نوشته است:

« معلم ما در یک عطر را باز کرد و روی میز گذاشت. همه بچه ها نشسته بودند. بعد از چند دقیقه سارا سیدین بوی عطر را که نزدیک ترین کس به ان بود، حس کرد و بعد از 5 دقیقه من که دورترین شخص از عطر بودم، حس کردم و نتیجه گرفتم. »

عطیه احسانی نوشته است:

« از علوم کلاس پنجم از درس آتشفشان بیشتر خوشم آمد. من فهمیدم که اتشفشان چگونه به وجود امد. سنگ ها که در کوه ها داغ می شوند بر زمین می ریزند و همه جا پر از مواد مذاب اتشفشان می شود و زلزله به وجود می آید. ما نیز در مدرسه با گچ و سیمان کوه درست کردیم و موادی در ان ریختیم و بعد آن را با آتش روشن کردیم و مانند فش فشه کمی به هوا رفت. »

هدیه عزیزی نوشته است:

« من از یک آزمایش کلاس پنجم خوشم آمد. زیرا این آزمایش درباره حس چشایی است. برای مثال یک آب شور را به یک را به دانش آموز دادیم ( البته در صورتی که چشمانش بسته بود ) سپس آب شیرین و همین طور کمی مواد دیگر و آن دانش اموز باید به محض این که آن ها را می خورد با توجه به حس چشایی باید ان طعم را بیان کنند و من از آن روز به بعد سعی می کردم که حس چشایی خود را قوی تر کنم. »

نیلوفر غفاری نیا نوشته است:

« یک بار در کلاس پنجم آزمایش رشد گیاه در خاک های مختلف داشتیم تا متوجه بشویم که گیاه در کدام خاک بهتر رشد می کند. من در خاک های مختلف گیاه کاشتم وقتی به کلاس بردم همه از شکل گیاه ها تعجب کردند و خندیدند. من هم خنده ام گرفت چون گیاه هایی که کاشتم بسیار بلند و مسخره بودند. من در این آزمایش متوجه شدم که گیاه ها در گیاه خاک بهتر رشد می کند. »

نازنین حسینی نوشته است:

« در کلاس پنجم در درس 5 ما درباره فسیل ها خواندیم و من فهمیدم که برای تشکیل فسیل ها میلیون ها سال لازم است و فهمیدم که به آثاری از بدن موجودات زنده که سال ها پیش زندگی کرده اند، فسیل می گویند و حالا من معنی فسیل را می دانم. چون بعضی ها به هم دیگر می گفتند فسیل و من معنی فسیل را در کلاس پنجم یافتم. »

ستایش صابری نوشته است:

« من درس مبارزه پنهان را دوست داشتم که در یک قسمت ان در مورد واکسن ها نوشته شده بود که واکسن ها ضعیف شده ی میکروب همان بیماری هستند و وقتی ما واکسن می زنیم بدن ما در مقابل آن نوع بیماری مقاوم می شود و من این جمله را یادم مانده است.

رها طبسیان نوشته است:

« من در علوم پارسال درس سنگ رسوبی را خیلی دوست داشتم زیرا باعث شد که من متوجه شوم ساختار سنگ های رسوبی چگونه است. من فهمیدم که سنگ های رسوبی از رسوبات داخل دریا ساخته شده. این رسوبات روی هم انباشته شده و به ته دریا می رود و وقتی سفت و محکم شد، سنگ رسوبی پدیدار می شود. »

شقایق یونسی نوشته است:

« ما در کلاس پنجم یک آزمایش انجام دادیم که اسم این آزمایش بود آزمایش فسیل. ما فهمیدیم که فسیل قسمتی از بدن جانداران مرده است که روی سنگ های رسوبی باقی مانده. ما این ازمایش را در کلاس روی خمیر بازی انجام دادیم و من خیلی خوشم امد. »

 

همه نوشته ها به همین اندازه شیرین، صمیمی و دوست داشتنی بوده اند. متاسفانه نمیشد که همه را بنویسم.